زیبایی شناسی در ریاضی
تابع بی چون وچرا
تابع عشق تو را ،دامنه ای پیدا نیست یک به یک هست، ولی بَهر دلم پوشا نیست
می هراسم که چو معکوس نمایم آن را آشکارا شود آن رابطه اَر پیدا نیست
راستی ،گربه تو بسیار شوم من نزدیک عشق پاکم ،به کجا میل نماید، جانیست
گر تو خواهی که در آغوش تو من جا گیرم تابع فرد خودت ،زوج نما ،پروا نیست
منحنی دلت ، از رأس شکسته است ، چه باک که مماس دل من هست ، ولی آنجا نیست
رفع ابهام نمودم ، زِخَم لبهایت پس سخن ساده بگو وقت غم وحاشا نیست
هرچه من ، روی نمودار رُخَت گردیدم باز ،یک نقطه ی بحرانی آن پیدا نیست
من بیچاره ،اسیر خم گیسوی توام این چنین تابع بی چون وچرا،هر جانیست
مقدمه
یکی از زیباترین دانش های بشری دانش ریاضیات است . از آنجا که علم ریاضی در پیشرفت سایر علوم بشری نقش عمدهای داشته و یکی از عوامل مهم توسعهی فنآوری در دهههای اخیر بوده است ، توجه بیشتر به آموزش همگانی آن در دنیای امروز ضروری به نظر می رسد . هرگاه کار روزانهتان ریاضیات باشد به نظرتان طبیعی ترین کار در دنیا می باشد .هر گاه کارتان را لحظهای متوقف کرده و فکر کنید که چکار می کنید و این کارها چه معنایی دارد ، به نظرتان ریاضیات یکی از اسرارآمیزترین امور است .
چگونه قادریم از اشیایی سخن گوییم که هیچ کس هیچگاه آنها را ندیده است ، و در عین حال آنها را از اشیاء و ذوات ملموس زندگی روزمره بهتر بفهمیم ؟
کم نیستند کسانی که ریاضیات را دانشی دشوار و دست نیافتنی و در ضمن خشک و خشن میپندارند و به همین مناسبت ، ریاضیدان و معلم ریاضی را فردی عبوس ، بیاحساس و بیذوق میپندارند و از اینکه کسی که سر و کار و رشتهاش ریاضیات است، اهل ذوق و هنر و شعر و موسیقی باشد و از آن لذت ببرد، متحیر میشوند. آیا به واقع هنر و ریاضیات ، یا به عبارت دیگر ، زیبایی و ظرافت و ریاضی دو مقوله متضاد و دور از هم و ناسازگارند؟ آیا علاقه به ریاضیات و تخصص داشتن در آن ، به معنای بیذوقی ، بیاحساسی و دور بودن از زندگی است؟ انسان ترکیبی از احساس ، عاطفه و تاثیر پذیری از یک طرف و اندیشه و خرد و داوری منطقی از طرف دیگر است.
در واقع انسان ، مجموعهای یگانه از جان و خرد است. احساس و منطق را با هیچ نیرویی نمیتوان از هم جدا کرد. به قول هوشنگ ابتهاج عشق بیفرزانگی ، دیوانگی است. هر انسانی از تماشای چشم انداز یک دامنه سر سبز آرامش مییابد و در عین حال به فکر فرو میرود.شاعر احساس درونی خود را با شعر و نقاش با قلم و بوم بیان میکند. گیاه شناس در پی گیاه مورد نظر خود و زبان شناس در پی یافتن ریشه نامگذاری گیاه و داروشناس در جستجوی ویژگیهای درمانی آن است و ریاضیدان نحوه قرار گرفتن برگ و گلبرگها یا اندازهها و شکلها را مورد مطالعه قرار میدهد. ولی هم گیاه عضوی یگانه است و هم انسان پس علت این گوناگونی در رابطه بین گیاه و انسان ، وجود جنبههای گوناگون و گسترده انسان و تجلی آنها در شرایط مختلفی است.
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حل معما نه تو دانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من
هنر تجلیگاه ریاضیات
ریاضیات و هنر دو علم جدایی ناپذیرند . جدایی از اینکه ریاضیات به عنوان مادر همه علوم می تواند در هر جایی توجیح قوانین را برعهده گیرد ، در هنر جلوهایی دیگر دارد بطوریکه عده زیادی از ریاضیدانان بزرگ قرن ریاضی را هنر ، هنرمند عالم می دانند نه هنر را ریاضی .
هنر جلوه یا تجلیگاه زیبایی هاست . هنر هر چیزی است که احساس را نوازش می دهد .
آیا یک ساختار ریاضی این خصوصیت را دارد ؟ ریاضی مجموعهای از مفاهیم اولیه است که تحت اصول خاصی با یکدیگر ارتباط دارند .
ریاضیات در زندگی به چه دردی می خورد ؟ آیا علاقه به ریاضیات و تخصص داشتن در آن به معنای بی ذوقی و دور بودن از زندگی است ؟
هنر تعریف ریاضی باید جامع و مانع باشد هم چنانکه در یک نثر نیز این دو مورد باید رعایت شود همانطور که آوردن مطالب اضافی در نثر از زیبایی آن می کاهد در ریاضیات نیز مطالب اضافه ایجاد مشکل میکند. همانطور که در ریاضی مطالب با هم سازگارند در شعر نیز سازگاری از ارکان زیبایی به شمار می رود . هنر و ریاضیات همانند یکدیگرند . زیرا در هر دو تقارن ، تناظر و تطابق وجود دارد .
به نظر من یکی از زیباترین و شیرین ترین درسهای دوران تحصیل تا انتها درس ریاضی می باشد .
لطفا برای دیدن مطالب بیشتر بر روی "ادامه مطلب" کلیک کنید.
روی کتاب رساله ی محیطیه ی غیاث الدین جمشید کاشانی نوشته است: