طرح یک سوال جالب توسط دکتر محمود حسابی

3 نفر با هم میرن ساعت فروشی ، سه ساعت می خرن 30000 تومن.

 

یعنی نفری 10000 تومن دادن برای خرید ساعت از فروشنده.

 اما صاحب مغازه به شاگردش می گه: قیمت ساعت 30000 تومن نبوده 25000 تومن بوده.

حالا برو 5000 تومن بهشون برگردون . شاگرد مغازه از این 5000 تومن 2000 تومنش رو واسه ی خودش برمی داره .
3000 تومن دیگر و میده به اون سه نفر.

 (نفری 1000 تومن). پس با برگشت 1000 تومن نفری، اون ها هركدوم 9000 تومن دادند.

 حالا سوال اینجاست اگه اونا سه نفر بودن و هر کدوم 9000 تومن دادن جمعش میشه  9000×3= 27000
2000تومنم كه شاگرد مغازه برداشته 27000+2000 ، میشه 29000 تومن پس اون 1000 تومنه كجاست ؟

 

تعجب

 
                          

پارادایم

 

همه ما در برداشت از محیط پیرامون خودمان دچار نوعی نادانی مقدس هستیم وجالب تر این که گاری از اسب جلو می زند! یعنی چه؟

بخوانید متن ذیل را. نه یک بار که چند بار. نبندید به کار حتی یک بار؟ !

درمتن زیر نتیجه  آزمایش ها  ِایجاد محدودیت برای برخی موجودات زنده عنوان شده، بسیار جالب است ، حتما بخوانید، به راستی آنچه تا کنون درباره ناتوانی های ما به ما گفته شده و سانسور و خفقان چه تاثیر عمیق و پنهانی بر ما و ذهن ما دارد:

نتیجه آزمایش ها بر حیوانات به سادگی به ما نشان می دهند که چطور محدودیت های ذهنی تحمیل شده از طرف محیط بر ما تاثیر می گذارد. آزمایش هاي انجام شده بر کَک، فیل و دلفین مثال خوبی هستند:

کک ها حیوانات کوچک جالبی هستند. آن ها گاز می گیرند و خیلی خوب می پرند. آن ها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند .اگر یک کک را در ظرفی قرار دهیم، از آن بیرون می پرد . پس از مدتی روی ظرف را سرپوش می گذاریم تا ببینیم چه اتفاقی رخ می دهد .

کک می پرد و سرش به در ظرف می خورد و پایین می افتد . دوباره می پرد و همان اتفاق می افتد! این کار را مدتی تکرار می کند . سر انجام در ظرف را بر می داریم و کک دوباره می پرد، ولی فقط تا همان ارتفاع! سرپوش برداشته شده ، درست است و محدودیت فیزیکی رفع شده است، ولی کک فکر می کند این محدودیت همچنان ادامه دارد!

فیل ها را می توان با محدودیت ذهنی کنترل کرد .

پای فیل های سیرک را در مواقعی که نمایش نمی دهند، می بندند . بچه فیل ها را با طناب های بلند و فیل های بزرگ را با طناب های کوتاه به نظر می آید که باید بر عکس باشد؛ زیرا فیل های پرقدرت به سادگی می توانند میخ طناب ها را از زمین بیرون بکشند، ولی این کار را نمی کنند !

علت این است که آن ها در بچگی طناب های بلند را کشیده اند و سعی کرده اند خود را خلاص کنند و سرانجام روزی تسلیم شده دست از این کار کشیده اند!از آن پس آن ها تا انتهای طناب می روند و می ایستند. آن ها این محدودیت را پذیرفته اند.

دکتر ادن رایل یک فیلم آموزشی در مورد محدودیت های تحمیلی تهیه کرده است . نام این فیلم "می توانید بر خود غلبه کنید " است.

در این فیلم یک نوع دلفین در تانک بزرگی از آب قرار می گیرد. نوعی ماهی که غذای مورد علاقه دلفین است نیز در تانک ریخته می شود .

دلفین به سرعت ماهی ها را می خورد . دلفین که گرسنه می شود، تعدادی ماهی دیگر داخل تانک قرار می گیرند، ولی این بار در ظروف شیشه ای دلفین به سمت آن ها می آید، ولی هر بار پس از برخورد با محافظ شیشه ای به عقب رانده می شود. پس از مدتی دلفین از حمله دست می کشد و وجود ماهی ها را ندیده می گیرد .

محافظ شیشه ای برداشته می شود و ماهی ها در داخل تانک به حرکت در می آیند. آیا می دانید چه اتفاقی می افتد ؟ دلفین از گرسنگی می میرد .غذای مورد علاقه او در اطرافش فراوان است، ولی محدودیتی که دلفین پذیرفته است، او را از گرسنگی می کشد .

از آنجا که نحوه  عملکرد مغز جانوران از این نظر بسیار شبیه به هم است، ما می توانیم از این آزمایش ها بفهمیم که ما هم محدودیت هایی را می پذیریم که واقعی نیستند.

به ما می گویند یا ما به خود می گوییم نمی توان فلان کار را انجام داد و این برای ما یک واقعیت می شود . محدودیت های ذهنی به محدودیت های واقعی تبدیل می شوند و به همان محکمی!

باید این سوال مهم را از خود بپرسیم که:

چه مقدار از آنچه ما واقعیت می پنداریم، واقعیت نیست، بلکه پذیرش ماست؟!


طراح سوال : پروفسور حسابی